خانه / اخبار / نگاهی به سریال لحظه گرگ و میش شبکه ۳

نگاهی به سریال لحظه گرگ و میش شبکه ۳

نگاهی به سریال #لحظه_گرگ_و_میش

دلم نیومد نظرم رو در مورد این سریال اشتراک گذاری نکنم.

عکس مربوط به لحظه خوندن خطبه عقد #یاسمن_وحدت و #سروش_مطلق می باشد.

#یاسمن_وحدت عاشق پسری به نام حامد که از دوستان دوران کودکی برادرش بود. حامد در آلمان در رشته پزشکی مشغول بود اما به خاطر ازدواج خواهرش با برادر یاسمن وحدت به ایران میاد و به خاطر عاشق شدن به یاسمن وحدت و به خاطر حرف یاسمن قید رفتن به آلمان و ادامه تحصیل و پزشکی تو آلمان رو می زنه و تصمیم می گیره در ایران بمونه و به جنگ بره و در بیمارستان به مجروحین کمک کنه. بعد از مدتی خبر شهادت حامد رو میارن اما در حالی که جسد قابل شناسایی نبود.

#سروش_مطلق هم با دخترخاله ی خودش که سرطان داشته و علی رغم مخالفت های دو خانواده با هم دیگه ازدواج می کنن و بچه دار میشن هر دو عاشق هم بودن و بعد از مدتی همسر سروش به خاطر سرطان میمیره.

سروش و یاسمن در رشته پزشکی هم دانشگاهی و هم کلاسی بودن و پدر یاسمن که فوت کرده بود دکتر مطرحی بود و مادرش هم پرستار. از زمان بیماری همسر سروش ارتباط بین سروش و یاسمن شروع میشه و بعد از مرگ همسر سروش بیشتر میشه. سروش که از نگه داری بچه عاجز بود با کمک مادر یاسمن بچه رو در یک مهدکودک می ذارن و یاسمن رفته رفته به سروش و بچه وابسته میشه و سروش هم از یاسمن خاستگاری می کنه و علی رغم مخالفت های شدید خانواده یاسمن، یاسمن پافشاری کرده و می خواهد با سروش ازدواج کند.

این درحالی هست که هنوز کمتر از چند ماه از خبر شهادت حامد و مرگ همسر سروش نگذشته.

دو دیدگاه برای این فیلم

۱-از اونجایی که خودم دستی به قلم دارم و شاید نویسنده به حساب بیام باید بگم داستان تا قبل از ماجرای عقد این دونفر دارای ریتم نسبتا خوب بوده (البته با ارفاق خوب بوده چون می تونست خیلی خیلی بهتر از این باشه) اما در این نقطه از داستان یک شوک به بیننده وارد میشه که این شوک منفی هست شاید نویسنده خواسته اینجای داستان رو یک نقطه عطف داستان قرار بده و یک اوج باشه برای داستان. در حالی که این یک نقطه منفی برای این سریال به حساب میاد. گاهی اوقات داستان باید برخلاف تصورات خیلی از نویسنده ها باید اون طور که بیننده خوشش میاد جلو بره البته نه در همه جا چون این مورد باعث میشه علاقه و میل بیننده برای دنبال کردن داستان بیشتر بشه و بیننده ترغیب میشه که داستان رو دنبال کنه. اما وقتی یک شک منفی به بیننده وارد میشه و بیننده از داستان زده میشه دیگه رغبت ادامه داستان رو از دست میده گاهی اوقات لازم هست که بیننده وارد شک بشه و بر خلاف تصورش عمل بشه اما این خلاف نظر بیننده باید با دقت و برنامه ریزی شده باشه نه یک دفعه ای و این جور ناشیانه. چه طور می شود که عشق آتشین یاسمن وحدت به حامد که بعد از خبر شهادتش ماجرارو به خانواده ی خودش میگه و خودش رو نامزد حامد جا می زنه در عرض کمتر از چند ماه از بین بره و به فکر ازدواج بیوفته مخصوصا دختران آن دهه از کشور که عشق را مقدس ترین مورد در زندگی می دانستند و به پای عشق خود تا ابد می ماندند. و از طرفی سروش که آنقدر همسر خود را دوست داشت و حاضر شد با داستن سرطان با او ازدواج کند هنوز سال همسرش نشده به یک فرد دیگه دلبسته شود؟ بهتر بود نویسنده به جای ازدواج سروش با یاسمن یه چالش دیگری انتخاب می کرد. مثل عاشق شدن یاسمن به سروش و برگشت حامد به فیلم و انتخاب میان حامد و سروش.

۲-از دید یک بیننده سریال هم داستان به شدت بد و افتضاح جلو رفت هیچکس دوست نداشت که یاسمن به این سرعت حامد را فراموش کند و با سروش ازدواج کند. این کار باعث شد که ضربه ی منفی شدیدی به مخاطب وارد شود و بیننده از دنبال کردن سریال سردتر و سردتر شود و برایش جالب نباشد که چه اتفاقی در آینده برای این داستان خواهد افتاد. مطمئنا اگر الان یک نظر سنجی انجام گیرد یاسمن از محبوبترین نقش سریال تبدیل به منفور ترین نقش سریال شده است.

و در آخر منتظر دعواهای یاسمن با سروش باشید و همین طور بازگشت حامد و اشتباهات غیر قابل جبران یاسمن که در گذشته کرده است.

ریتم و روند داستان برای من کاملا مشخص است و حتی آخر داستان. اما نمی گوییم تا آنهایی که دوست دارند این سریال را ببینند.

با تشکر

حسین ولی زاده

همچنین ببینید

شرایطی عجیب در اردوی شگفتی‌ساز جام‌جهانی

از دو روز پیش که اردوی تیم ملی انگلیس برای بازی های لیگ ملت های …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *