خانه / ادبیات / اشعار زیبا و عاشقانه علی بحرینی

اشعار زیبا و عاشقانه علی بحرینی

فرصت ما تموم شده، باید از این قصه بریم

فرقی نداره من و تو، کدوممون مقصریم

خاطره‌ها رو یادمه، لحظه به لحظه مو به مو

هیچی‌ رو یاد من نیار، اونقد خرابم که نگو

بد بودم‌ و بدتر شدم .. میرم با پاهای خودم

میرم نمیدونم کجا .. آخ کم آوردم به خدا

دلگیرم از دست خودم .. کاش عاشقت نمی‌شدم

هر جوری می‌خواستم نشد .. از غم یه ذره‌م کم نشد

من موندم و تنهایی‌هام .. از دنیا هیچی نمیخوام

عاقبت منو نگاه .. اشتباه پشت اشتباه

هر روز عاشق‌تر شدیم .. تو عشق خاکستر شدیم

سوختیم ولی به آرزومون نرسیدیم

فقط گریه فقط عذاب .. صد تا سؤال بی‌جواب

نه من نه تو از عاشقی خیری ندیدیم

دل دل دل دیوونه کی قدر تورو می دونه

عشق نیست حال تو ویرونه

اونکه که تو دلم جاشه با عشقی که تو چشماشه

ای کاش که مال من باشه

این دل ماله تو بود اما از تو چه سود

وای از رفتن تو از دنیایه حسود

عاشق تماشا کن مرا گاهی

تا دلت شاید سوی من آید اگر خواهی

تا عشق آید به همراهی

دل دل دل دیوونه کی قدر تورو می دونه

عشق نیست حال تو ویرونه

اونکه که تو دلم جاشه با عشقی که تو چشماشه

ای کاش که مال من باشه

تو شاهد بودی اون روزام یه ترسی تویه چشمام بود

میدونستم تموم میشه

برام خوشبختی خیلی زود

تو شاهد بودی اون روزام یه چیزی خنده هام کم داشت

یه شکی تو وجودم بود

که غم تویه دلم میزاشت

هراسون بودم از روز ِ جدایی

آخرم اومد

من از هرچیزی بدم اومد

سرم اومد

هراسون بودم از روز ِ جدایی

آخرم اومد

من از هرچیزی بدم اومد

سرم اومد

اگه مث ِ تو بی وقفه نخندیدم

اگه هیچ روزی از فردا نپرسیدم

اگه مثل ِ  تو از.آینده ترسیدم

اگه از زندگیم هیچی نفهمیدم

هراسون بودم از روز ِ جدایی

آخرم اومد

من از هرچیزی بدم اومد

سرم اومد

هراسون بودم از روز ِ جدایی

آخرم اومد

من از هرچیزی بدم اومد

سرم اومد

خودت خواستی که من مجبور باشم

برم جایی که از تو دور باشم

تو پای منو از قلبت بُریدی

خودت خواستی که من اینجور باشم

خودت خواستی که احساسم بشه سرد

خودت خواستی نمیشه کاری ام کرد

می دیدم دارم از چشمات می افتم

مدارا کردم و چیزی نگفتم

برام بودنِ تو بازی نبود و

به این بازی دلم راضی نبود و

از اول آخرش رو می دونستم

تو تونستی ولی من نتونستم

برات بودنِ من کافی نبود و

حقیقت اینکه می بافی نبود و

دارم دق می کنم از درد دوری

می خوام مثل تو شم، اما چه جوری؟

همچنین ببینید

اشعار زیبای ایرج جنتی‌عطایی

برای من که در بندم چه اندوه آوری ای تن فراز وحشت داری فرود خنجری …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.