خانه / تاریخ و فرهنگ / استیضاح رضاخان!

استیضاح رضاخان!

رضاخان برای طی کردن مسیر پادشاهی روزهای سختی را گذرانده بود، او حتی مجبور شده بود بسیاری از هم قطاران خود را که برای بالا بردن او بسیار هزینه کنند را حذف کند.

رضاخان را همه از زمستان ۱۳۰۰ رئیس‌الوزرای منتظر می‌دانستند. شواهد زیادی حکایت از آن دارد که رضاخان خود را از اولین سالگرد کودتا، در این مقام می‌دید؛ مقامی که وی را در نهایت به سلطنت رساند و تاج شاهی را بر سرش گذاشت.

رضا پهلوی معروف به رضاخان، رضاخان میرپنج، سردارسپه و پس از آن رضاشاه و در آخر باز هم رضاخان متولد ۲۴ اسفند ۱۲۵۶ در سوادکوه مازندران و در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۲۳ در ژوهانسبورگ آفریقای جنوبی درگذشت.

نخست‌وزیر ایران از سال ۱۳۰۲ تا ۱۳۰۴ خورشیدی و پادشاه ایران از ۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰ خورشیدی و بنیانگذار دودمان پهلوی بود.

پادشاهی رضاشاه پایان فرمانروایی قاجاریان و آغاز دوران نظام پهلوی بود. او در آلاشت سواد کوه به دنیا آمد. وی دوران خردسالی را در فقر گذراند. از نوجوانی به نظام پیوست و مدارج ترقی را پیمود. در کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹، نیروهای قزاق به فرماندهی رضاخان تهران را اشغال کردند. رضاخان ابتدا در مقام وزیر جنگ، بسیاری از ناآرامی‌ها و راهزنی‌ها را از بین برد. در ۳ آبان ۱۳۰۲ رضاخان با فرمان احمدشاه قاجار به نخست‌وزیری گمارده شد و ابتدا تلاش ناکامی در جهت جمهوری‌خواهی کرد؛ ولی در سال ۱۳۰۴ به پادشاهی رسید. سرانجام در سال ۱۳۲۰، پس از اشغال ایران به دست متفقین، با اولتیماتوم بریتانیا وی مجبور به ترک ایران و واگذاری سلطنت به ولیعهدش شد. سه سال بعد در شهر ژوهانسبورگ در آفریقای جنوبی درگذشت.(۱)

از دوران مهم حکومت او استیضاح او بود که با برنامه های بسیار از بین رفت، رضاشاه که بسیار فردی مستبد و زورگو بود برای این برنامه نقشه کشید و این نقشه را نیز عملی کرد.

صورت مشروح مذاکرات مجلس در سه‌شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۰۳ از زبان ملک‌الشعرای بهار حکایت از تلاشهای رضاخان در بعد از اعلام حکومت‌نظامی برای خاموش کردن اعتراضات اقلیت دارد. این تلاش تنها محدود به روزهای استیضاح نمی‌باشد، بلکه از روز اعلام حکومت‌نظامی فشارهای زیادی به نمایندگان اقلیت وارد شده است. این فشارها شامل توقیف کلیه مطبوعات، حبس و تبعید هم‌فکران اقلیت بوده است. ملک‌الشعرا بیان می‌دارد که تا قبل از این نیز اقلیت در نوعی سانسور به سر می‌برده است. به‌گونه‌ای که در صورت رفت و آمد به خانه اقلیت و همچنین رفتن افرادی از گروه اقلیت به خانه کسی، میزبان دستگیر می‌شد و این نوع از فشارها تا قبل از استیضاح از جانب اقلیت تحمل می‌شد.

در این دوران شاهد تغییر در ایران بودیم ، جاده کشی ها و راه آهن و بسیار توسعه های دیگر در این زمان بود اما اینکه در این شرایط حقی پایمال نشود اصلا امکان نداشات، فضای بسیار متشنجی در این دوران دیده می شد. که رضاشاه آن را انکار می کرد.

رضاخان اگرچه به دلیل در اقلیت بودن مخالفان و وعده وکلای طرفدار رضاخان، او نسبت به رأی اعتماد مجلس مطمئن بود، باز هم آشفته به نظر می‌رسید؛

بدین ترتیب به فرمان او اقداماتی انجام شد: هرکسی را که مظنون به دوستی با اقلیت بود و می‌توانست در مجلس تماشاچی شود، صدایی بلند کند و مردم را به دفاع از اقلیت تشویق کند، حبس کردند؛ سپس گروه زیادی از پلیس مخفی و اعضای دوایر را که زیر بار این کارها می‌رفتند، گرد آوردند. چوب و چاقو به برخی دادند و مجموعه اقداماتی به انجام رساندند تا قبل از استیضاح، اقلیت را به‌طور کامل خاموش کنند و با توسل به تهدید، جلوی اجرای استیضاح را بگیرند.

رضاخان اگر چه در ابتدا از استیضاح خود و به‌طور ویژه از «استفاده نامشروع از اموال» که بنا بر اظهارات ملک‌الشعرای بهار جدی‌ترین نقطه‌ضعف وی محسوب می‌شد، واهمه داشت؛ اما پس از چند جلسه بحث و مذاکره در جوی متشنج و مملو از مانورهای تهدیدآمیز از سوی طرفداران اکثریت، شرایط عمومی تغییر یافت. طرفداران سردار سپه حتی در مجلس و در ردیف تماشاچیان حضور می‌یافتند. این افراد در مجلس برخی از تظاهرات را با شعارهایی چون «مرده باد مدرس و زنده‌باد سردار سپه» برپا و هدایت می‌کردند.(۲)

هجوم دستجات معین بدون جواز به داخل مجلس، چهره آن را دگرگون ساخت و هنگامی‌که مدرس در این شرایط به‌عنوان نماینده اقلیت به مجلس وارد می‌شود، مورد هجوم قرار می‌گیرد. این مهاجمه شدید و خطرناک تنها به صحن علنی مجلس محدود نمی‌شد، بلکه در اتاقهای فراکسیونها نیز در هنگامی که برخی از نمایندگان اقلیت نشسته بودند، تهاجمی نیز از طرف بعضی از نمایندگان در خود اتاق فراکسیون اقلیت نسبت به مدرس به عمل آمد.

از مهم‌ترین ابزاری که رضاخان برای ناکام گذاشتن تلاش استیضاح‌کنندگان استفاده کرد، ایجاد ترس بود. ترس باید در وجود نمایندگان نهادینه می‌شد و این نهادینه شدن، نیازمند گذشت زمان بود. بر این اساس یکی از اهداف هجوم آورندگان به مجلس را باید تلاش برای به عقب انداختن استیضاح برای نهادینه شدن ترس در نزد نمایندگان دانست. به‌گونه‌ای که بعد از اتمام هجوم به مجلس و در نتیجه خونسردی اقلیت و بردباری مدرس، تلاش برای برقراری حالت عادی و انجام استیضاح آغاز شد اما به واسطه این وضعیت ناگوار و چنین پیش‌آمد غیرعادی، ساعات گذشت و زمان دیگر برای انجام استیضاح کافی نبود و در نهایت جلسه به عصر موکول شد. بنابراین می‌توان چنین برداشت کرد که هجوم افراد به مجلس و ایجاد ترس بین نمایندگان و همزمان به تعویق انداختن ساعت استیضاح، به این دلیل بود تا ترس در وجود نمایندگان نهادینه شود و رأی اعتماد از جانب مجلس به رضاخان داده شود و در نهایت رضاخان به برنامه ای که در نظر داشت رسید.

نتیجه گیری

می توان به این نتیجه رسید که شخص اول حکومت که در آن زمان رضاخان بود با تمامی برنامه ها و نقشه ها و استبداد طلبی و قدرت خواهی هایش باز نتوانست صدای اعتراض را سرکوب کند که در هنگام خروجش مردم با اینکه کشورهای بیگانه ایران را اشغال کرده بودند، جشن و پایکوبی به پا کردند. او سربازانش را به صف کشید برای سرکوب اعتراض به حقی که برای مردم بود اما سربازان بیگانه صف کشیده او را به بد آب و هواترین نقطه ی جهان تبعید کردند.

همچنین ببینید

زنان نامدار ایرانی در دوران ساسانیان (۶۵۱- ۲۲۴ میلادی)

منابع تاریخی رومیان از بانوان جنگجوی برجسته امپراتوری ساسانی (۶۵۱ – ۲۲۴ میلادی) یاد می‌کنند. …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.