خانه / تاریخ و فرهنگ / تاریخ جهان / سازگاری ایرانی

سازگاری ایرانی

بیشتر غیر ایرانیانی که در دوره‌های گوناگون تاریخی از نزدیک به ایرانیان برخورده‌اند، آن‌ها را کاملا متفاوت از تصویری می‌دانند که پیشتر در ذهن خود داشته‌اند.

آن‌ها بیشتر درباره مردم ایران اظهاراتی نیکو دارند. فرانسیس فوربز- لیث یکی از این افراد است. او در خاطرات خود درباره مردم ایران به تفصیل سخن رانده است. فرانسیس فوربز- لیث، نویسنده کتاب «کیش و مات» یک سرگرد ارتش انگلیس است که در سال ١٩١٩ میلادی برابر با ١٢٩٨ خورشیدی به هنگام ماموریت در ایران، به استخدام یکی از فئودال‌های معروف زمانه موسوم به سرداراکرم درآمد.

او به همین مناسبت از خدمت در ارتش انگلیس استعفا داد، تا مباشرت و سرپرستی املاک وسیع سردار اکرم را در اطراف همدان برعهده گیرد. فوربز- لیث در جریان یکی از سفرهایی که به تهران داشت، در پایتخت با سردار اکرم آشنا شد.

او نتوانست بیش از دو سال در این سمت برجای ماند و به دلایلی مباشرت املاک سرداراکرم را رها کرد و از ایران رفت. این نظامی انگلیسی اما در خلال این دوره توانست یادداشت‌هایی جالب درباره مسائل اجتماعی زندگی در ایران به ویژه شیوه زیست فردی و اجتماعی روستاییان آن دوران بردارد. این یادداشت‌ها بعدها به کتابی جذاب بدل شد.

فرانسیس فوربز- لیث در کتاب «کیش و مات» تصویری از ویژگی‌های مثبت ایرانیان در حوزه‌های گوناگون زندگی فردی و اجتماعی ارایه داده است. این جلوه، در کنار نقدهایی گوناگون که جهانگردان و ماموران غیر ایرانی سیاسی و اقتصادی در گذشته نسبت به این حوزه‌ها داشته‌اند، می‌تواند نگاه ما را به ویژگی‌های ایرانیان در تاریخ از نگاه غیر ایرانیان کامل‌تر کند.

اینان همچون غربی‌ها تبهکار نیستند

فوربز لیث در پیشگفتار کتاب از خوی انسانی ایرانی‌ها تعریف می‌کند. او دوری از خوی توحش را یکی از ویژگی‌های آن‌ها می‌داند «مردم ایران علی رغم زجر و محنتی که در آن دوران افول و ناتوانی کشیده‌اند، هنوز خوی انسانی خود را حفظ کرده و به هیچ وجه اثری از خشونت و وحشیگری در وجودشان رخنه نکرده است».

این نظامی انگلیسی، برای اثبات ادعای خویش به حوزه جرم و جنایت در ایران اشاره می‌کند «خیلی به ندرت جنایتی اتفاق می‌افتاد، لذا من در مسند قضاوت خود، بیشتر به حل و فصل امور مجرمین و یا دعاوی رعایا نسبت به یکدیگر اشتغال داشتم؛ … موارد اتهامی سنگین مثل سوءقصد به جان دیگران، و یا هتک ناموس کمتر روبه‌‌رو بودم. شکایاتی که به من می‌شد بیشتر به مسأله سرقت‌های کوچک و کم‌اهمیت ارتباط پیدا می‌کرد.

و در عوض کمبود تبهکاری‌های سنگین، وجود اینگونه جرایم مدنی مشغله فراوانی برای من به وجود می‌آورد … مردم ایران کمتر به تبهکاری به صورت حرفه‌ای می‌پرداختند و بیشتر شکایات آنان دعاوی رعایا نسبت به یکدیگر بوده است.

این مسأله می تواند ناشی از مسلمان بودن آنان باشد. روحیه دینی ایرانیان تأیید نوعی خنثی شدن توحش آنان می‌شود و از آنان مردمی رام‌شده می‌سازد». فوربز- لیث در ایران با یک سورچی توطئه‌گر روبه‌رو می‌شود.

گرچه او به یک سورچی با چنین ویژگی‌هایی برخورده است اما خود اذعان می‌کند که رخدادهایی اینچنین در ایران کم روی می‌دهد «البته باید اعتراف کنم که اینگونه حوادث در ایران به ندرت اتفاق می‌افتد و در مقایسه با وقایع شبیه در سایر کشورها می‌توانم ادعا کنم که من شخصا در ایران به مراتب بیشتر از کشورهای متمدن و شهرهای بزرگ دنیا احساس امنیت می‌کردم».

تا پای جان بر پیمانشان می‌مانند

این افسر انگلیسی ایرانیان را مردمانی می‌داند که بر پیمان خود وفادارند «با هر کس پیمان دوستی ببندند حاضرند تا پای جان برای دوست پیش روند. این خصلت ایرانیان شاید به ندرت در جاهای دیگر یافت شود. دوستی ایرانیان دقیقا نوعی پیمان برادری است و به نوع دو دوست برادر هم محسوب می‌گردند».

این جهانگرد همچنین هوش ایرانیان را تحسین می‌کند و می‌نویسد «ایرانی‌ها اصولا مردمانی جالب توجه هستند. هوش و فراست آنها خیلی بیشتر از حد متعارف است ولی به طور کلی نسبت به کارهای سخت بی‌علاقه‌اند». او ایرانیان را مردمی با طبع ظریف و بسیار دوست‌داشتنی می‌داند و در مقایسه با آن ویژگی پیشین می‌نویسد «علی‌رغم این وضع و صدها نارسایی دیگر، همین مردم دارای خصوصیاتی هستند که آنها را به صورت افراد بسیار دوست‌داشتنی و قابل توجه درآورده است.

و در این مورد می‌توان به طبع ظریف و بذله‌گوی آنها و همچنین سخاوتمندی و مهمان‌نوازی بی دریغشان- به خصوص نسبت به خارجی‌ها- اشاره کرد. این که ایرانیان افرادی شوخ‌طبع و بذله‌گو هستند را می‌توانیم از نوع مَثل‌های آنان ببینیم. اما این اخلاق بیشتر در بین روستاییان دیده می‌شود؛ و در بین شهرنشین‌ها خشونت دیده می‌شود که می‌تواند از عواقب مدرن شدن باشد».

او نگاه مثبت خود به ویژگی‌های اخلاقی ایرانیان را در حوزه‌ای دیگر نیز نشان می‌دهد؛ آنجا که از رفتار نوکران ایرانی سخن می‌راند. مباشر انگلیسی سردار اکرم، در ایران برای خود نوکرانی مهیا کرده بود. او درباره نوکران ایرانی بسیار خوش‌بین است «وقتی به یاد آن دوران می‌افتم، از صداقت و شرافت نوکرهایمان احساس رضایت و خوشحال می‌کنم. چون همیشه می‌توانسیتم با کمال اطمینان مقادیر زیادی پول را به جای قفل کردن در کمد، به آنها بسپاریم. و حتی در مواقعی که برای چند روز منزل نبودیم، هرگز به خاطر نمی آورم که توسط نوکرها دزدی و یا اختلاسی صورت گرفته باشد».

دهقان ایرانی سازگار است

نویسنده کتاب «کیش و مات» به دلیل ارتباط کاری در روستاها، به خوی و شیوه زندگی کشاورزان ایرانی بسیار توجه داشته است. با اینکه عادت‌ها، آداب و روش‌های زندگی دهقانان و کشاورزان ایرانی تقریبا با دیگر کشورهای همسایه شباهت‌هایی داشته است اما در ایران برخی ویژگی‌های منحصربه‌فرد در زندگی آنان به چشم می‌آمده که از نگاه این سیاح جالب توجه بوده است.

او در این‌باره می‌نویسد «دهقان ایرانی طبعی سازگار و متعلق دارد و فقط اگر اطمینان داشته باشد که محصولش کافیست و شکمش در زمستان گرسنه نخواهد ماند دیگر هیچ چیز سبب نگرانی او نیست و زندگی را در هر مرتبه و مرحله‌ای که باشد، به خوشی می‌گذراند».

او همچنین درباره شیوه سازگاری این مردمان می‌نویسد «ایرانیان به دلیل زندگی در شرایط جغرافیایی خشک و نیمه‌خشک، مجبورند برای زنده ماندن گروهی زندگی کنند و به کشاورزی بپردازند. این گروهی زندگی کردن باعث شده که آنان مسائل و مشکلات‌شان را در میان خود حل و فصل کنند. و این خصوصیت ایرانیان از خصایص بسیار زیبای آنان است چرا که باعث صلح و دوستی بیشتر بین آنان می‌شود. این افراد به راحتی می‌توانستند مسائل مورد اختلاف بین خود را در همان محل اقامتشان با پادرمیانی رئیس سفیران روستا فیصله دهند. و این، یکی از خصایص عجیب مردم عامی مشرق‌زمین است».

نویسنده شیفتگی خود نسبت به ایرانیان را به حوزه زبان نیز می‌گستراند. فوربز- لیث به شدت شیفته زبان فارسی شده بوده؛ به گونه‌ای که به گفته خودش همیشه از گوش دادن به آن لذت می‌برده است «زبان ایرانیان غنی، زیبا و خوش‌آهنگ است. به طوری که گوش دادن به آن هیچگاه ناخوشایند و گوشخراش نیست، و به صورت زبانی است که گویی فقط برای شعر و شاعری ساخته شده. گرامر زبان فارسی هم با وجود رسایی و کامل بودن، مشکل نیست و دلیل آن- به نظر من- نبودن موارد بی قاعده در این زبان می‌باشد».

این افسر انگلیسی در خاطرات خود آشنایی مردمان ایرانی را با شاعران فارسی زبان جالب توجه می‌داند و می‌نویسد «مردم ایران، با وجود بی‌سوادی گسترده‌ای که در سطح مملکت وجود دارد کندذهن نیستند. و شگفت‌آور اینجاست که روستاییان ساده ایرانی- یعنی کسانی که حتی قادر به نوشتن نام خود هم نیستند- کاملا با آثار شاعران گرانمایه ایرانی مثل: سعدی، حافظ، عمر خیام آشنایی دارند».

همچنین ببینید

عثمانی‌ها چگونه قسطنطنیه را اشغال کردند؟

سلطان محمد روسای لشکر را جمع کرده و اعلان کرد که در روز نهم خرداد،۲۹ …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.