خانه / مذهبی / محرم / برخی از فضایل امام حسین (ع)

برخی از فضایل امام حسین (ع)

پاک‏ترین‏ها

به لحاظ اهتمام مقصد انسان و نیز خطرهای که در سر راه رسیدن به مقصد کمین نموده‏اند. راهبران آگاه و مطمئن از هر خطر پذیری بایسته است، تا کاروان انسان‏ها را به جایگاه اصلی است که استقرار در جوار الهی است برساند، الی ربک یومئذ المستقر.(۴۴)قرارگاه همگان در آن روز جوار پروردگار توست. بدون ایمن‏سازی راه و راهنما رسیدن به این مقصد هیچ‏گاه ممکن نخواهد بود. به همین جهت خدای سبحان هم راه را شفاف و تبیین و معرفی نموده است و هم راهبران را که از هر گونه گزند در امان باشند برگزیده و معرفی نموده است. رهبری جامعه از آن مقدار اهتمام بهره‏ور است که خدای سبحان در مورد آن دخالت نموده و شایسته‏ترین افراد را به این امر پایه‏ای برگزیده است. آغازین روز زندگی انسان را در این سرا با زندگی رهبری الهی و مصون از هر خطر شروع نموده است.
با این توضیح علت این که پیامبران باید معصوم از هر گناه و مصون از هر خطا باشند شفاف می‏گردد. زیرا راه بسیار مهم و بدون این دو ویژگی پیمودن آن فراهم نخواهد شد. اگر راهبر خود در معرض لغزش باشد هیچ‏گاه نخواهد توانست کاروان با این عظمت را به مقصد رساند. به همین جهت سخن از حراست و اسکورت انبیا توسط حراست‏های ویژه است، تا رساندن پیام وحی به انسان‏ها از هر خطر مصون. مانند فانه یسلک من بین یدیه و من خلفه رصداً لیعلم آن قد ابلغوا رسالات ربهم.(۴۵)پیامبر را از هر جهت حراست می‏نماید تا وحی و رسالت الهی سالم به گوش مردم برسد. راهبران دینی باید معصوم از هر گناه و مصون از هر خطا باشند در غیر این صورت اطمینان مردم به آنان فراهم نخواهد شد.
پس از بی‏نیازی جامعه از رسول آسمانی با تداوم رسالت رسولان آسمانی نیاز به رهبران الهی با همان ویژگی‏های عصمت بایسته می‏ باشد.
خدای سبحان برای تأمین این هدف بعد از رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) افرادی را به جانشینی حضرت برگزیده است که افزون بر شایستگی‏های دیگر از ویژگی عصمت بهره‏مند می‏ باشند.
عصمت در انبیا و امامان یعنی همان معصوم بودن از هر گناه کوچک و بزرگ در طول عمر خویش و مصون بودن از خطا و نسیان در محدوده رسالت دینی خویش. این افراد که پاک و مطهر از هر گناه و آلودگی می‏باشند به طور مشخص عصمت آنان به تأیید خدای سبحان رسیده و افراد آنان نیز مشخص شده‏اند.
خدای سبحان در قرآن عترت رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) را که راهبران جامعه و جانشینان حضرت می‏باشند، به عنوان پاک‏ترین‏های جامعه که هیچ آلودگی زندگی آنان را تهدید ننموده است معروفی می‏نماید، انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراً.(۴۶)قرآن سند عصمت عترت رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) می‏باشد. و منظور از عترت حضرت هم حضرت فاطمه زهرا (علیهاالسلام) و علی بن ابی طالب دو ریحانه رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) حسن و حسین و نه نفر از فرزندان حسین علیها السلام می‏باشند. که نص روایت این حقیقت پا فشاری دارد.(۴۷) که حسین از زمره پاک‏ترین‏هایی است که رهبری جامعه را به عهده گرفته است.
حق محوری

راهبری جامعه از نهادهای اصیل و با اهتمام است که از نخستین گام انسان بر روی کره خاکی مورد اهتمام دین آسمانی بوده است. رهبری انبیا در تداوم همین محور در میان جامعه شکل گرفته و خدای سبحان افراد مطمئن از هر جهت در این راستا برگزیده است. اندیشه و رفتار و گفتار آنان از هر خطر کژراهگی مصون است.
رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) برای تداوم این نهاد در میان مسلمانان به دستور وحی اهتمام ویژه بر این محور می‏نمودند و موضوع رهبری پس از خودش را همواره طرح و شرایط و اهتمام آن را گوشزد می‏نمودند. رسول‏الله تعداد افرادی که بعد از وی در رأس مخروط و هرم رهبری قرار دارند، با نام و نشان معروفی و ویژگی‏های مهم آنان را نیز به گوش همگان رساندند.
از شرایط محوری ویژگی‏های مهم رهبری حق محوری آنان است که حضرت به طور فراگیر آنان را حق محور در اندیشه و رفتار معرفی نمود، تا مردم با اطمینان و آرامش خاطر راه آنان در پیش گیرند. رسول‏الله در مورد عترت فرمودند: انی سلم لمن سالمهم و حرب لمن حاربهم و محب لمن احبهم و مبغض لمن ابغضهم.(۴۸)آنان که با عترت در تسالم هستند من نیز با آنان در مسالمت می‏باشم و آنان که با عترت در ستیزند، من نیز با آنان در ستیز خواهم بود. من دوستدار دوستان عترت، دشمن دشمنان آنان می‏باشم.
موضع‏گیری عترت در جنگ و صلح و سایر امور اجتماعی همانند موضع‏گیری رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) بر اساس حق است هیچ گونه خطر انحراف در اندیشه و رفتار آنان پدید نمی‏آید، که در این صورت حق فراگیر مطلق عنوان نمودن آنان خطا خواهد بود.
موضع‏گیری‏های آنان، محبت و بغض آنان براساس حق است چیزی به ناحق محبوب آنان قرار نمی‏گیرد و یا عداوتی ناحق بر اساس خواهش‏های نفسانی از آن شکل نمی‏گیرد. بغض و عداوت آنان نسبت به دشمنان حق، بر اساس حق است محبت آنان نیز به حق و به مظاهر حق است. این گونه تأیید مطلق و فراگیر فقط در مورد عترت رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) می‏تواند شکل گیرد که از عصمت و مصونیت بهره‏ور می‏باشند.
بر اساس این فضیلت آنان که به عترت رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) در آویختند و ستیز نمودند در واقع با رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) ستیز نمودند که در ایمان آنان می‏توان تردید نمود. که چالشگران اهل بیت بر دو گروه، آگاه و ناآگاه تقسیم می‏شوند. چالشگر ناآگاه از مقام آنان، حداقل عنوانی که بر آن منطبق است فسق است. چالشگر آگاه به منزلت آنان به ویژه اگر به حد جنگ و ستیزه باشد. براساس این باورهای مستند به وحی از دایره ایمان بیرون خواهد رفت که می‏توان گفت:مخالفوا العتره فسقه و محاربوهم کفره،که در کتاب‏های کلامی این عنوان به چشم می‏خورد توضیح بیشتر نیز دارد که در صورت نیاز به آن کتاب‏ها مراجعه خواهد شد.(۴۹) و حسین (علیه‏السلام) از زمره همین عترت حق محور است.

حسین (علیه‏السلام) همتای قرآن

ارزشمندترین سند در اندیشه و رفتار قرآن کلام زیبای خداست، که از هر خطر مصون مانده و می‏ماند. قرآن منبع اندیشه و معارف وحیانی است که معیار اندیشه و رفتار صحیح در همه عرصه‏ها می‏باشد. تمام اندیشه‏ها و رفتارها در ارزیابی باید با این محک سنجیده شوند، که در صورت ناسازواری با آن، اندیشه نخواهند بود.
از میان انسان‏ها نیز انسان‏هایی نیز همتای قرآن با ویژگی‏های قرآن تجلی یافته‏اند، که همانند قرآن معیار اندیشه و رفتار می‏باشند.
انگیزه این انتخاب، شاید این باشد که بهانه‏ها را از دست بهانه‏جویان بگیرد که نمی‏توان تمام شؤون زندگی را همساز و هماهنگ با حقیقت وحی ساخت. خدای سبحان از میان انسان‏ها برخی را به عنوان معیار و الگو برگزیده است، که تمام شؤون زندگی را همساز و هماهنگ با حقیقت وحی ساخت. خدای سبحان از میان انسان‏ها برخی را به عنوان معیار و الگو برگزیده است، که تمام شؤون زندگی اندیشه و رفتار همگون با وحی است و هیچ گونه کژراهگی در اندیشه و رفتار آنان وجود ندارد همانند قرآن حق محض در ابعاد انسانی‏اند.
رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) عترت خویش را عدل و همتای قرآن معرفی نمود: انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله عزوجل و عترتی.(۵۰)و منظور خود را از عترت نیز شفاف توضیح داد. من العتره، فقال انا و الحسن و الحسین و الائمه التسعه من ولد الحسین تاسعهم مهدیهم.(۵۱)از حضرت سؤال نمودند منظور از عترت چه کسانی می‏باشند، فرمودند، منظور من و حسن و حسین و نه امام از فرزندان حسین (علیه‏السلام) که نهمین آنان مهدی آنان است می‏باشد. که حسین (علیه‏السلام) همتای قرآن است.

برترین بهشتیان

گرچه نوع فضایل سبطین حسن و حسین مشترک است و در کتاب امام حسن (علیه‏السلام) الگوی زندگی بسیاری از این عنوان تحقیق شده است، لیکن دریغ است که این فضیلت‏های برجسته که آنان را مهتر و برترین همگان معرفی می‏نمایند در کتاب مربوط به امام همام نیاید.
بهشتیان همه پاک و همه در سن جوانی هستند. همان گونه که افراد آلوده به بهشت راه ندارند، درهای بهشت به رخ پیران نیز گشوده نخواهد شد.
بهشت منزلگاه پاکان الهی است، و بهشتیان در جوار حق می‏آرمند، الی ربک یومئذ المستقر.(۵۲)
و تا انسان پاک و مطهر نگردد به جوار حق و بهشت برین راه نمی‏یابد.
تا انسان اندک آلودگی دارد به وادی پاکان راهش نمی‏دهند. انسان باید تلاش کند خود را به رفتارهای آلاینده آلوده نکند و اگر در دامن وی اندکی آلودگی فراهم شد، باید فوراً با آب زلال توبه شستشو دهد. و اگر نداد از راه دیگر مانند شفاعت و… و اگر نشد با عذاب و احیاناً سوزاندن آلودگی پاک می‏شود. در حال جان دادن، در شب اول قبر، در عالم برزخ در عالم قیامت، اگر تمام این مراحل طی شد و هنوز آلودگی باقی باشد، در جهنم که از مظاهر و نعمت‏های الهی است، شستشو داده می‏شود، و آلودگی‏ها پاک و زدوده می‏گردد، تا به بهشت راه پیدا می‏کند.
از این بخش نتیجه فراهم است که بهشت جای پاکان است. و نیز بر اساس رهنمودهای وحیانی چون بهشت مکانی است که انواع تلذذ و کامیابی‏ها به بهترین شیوه در آنجا فراهم است و چون بهترین مرحله لذت جویی و کامیابی دوران جوانی است، بهشتیان همه جوان خواهند بود و در آنجا کسی نه پیر وارد می‏شود و نه در بهشت فرسودگی و پیری راه پیدا می‏کند. دلیل‏های این ادعا در جای دیگر آورده شده و تکرار نمی‏گردد.(۵۳)
بر این اساس بهشتیان همه جوانند. و حسین همانند برادرش حسن سید و سالار و برتر و مهتر جوانان بهشت است یعنی سید و سالار همه بهشتیان است، که الحسن و الحسین سیدا شباب اهل الجنه.(۵۴)
از روایات متواتری است که از رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) درباره این دو مهتر صادر شده است.

ریحانه الرسول صلی‏الله علیه و آله‏

رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) با این که همسران متعدد داشتند و فرزندان متعدد نیز خدای سبحان به ایشان هدیه فرمود، لیکن تنها همسری که در دامن آن فرزند (غیر از ماریه قبطیه) به دامن آورد خدیجه کبری بود. و از میان فرزندان حضرت تنها کسی که نسل رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) از وی تداوم یافت، فاطمه زهرا ( علیها السلام ) می‏باشد.
فرزندان فاطمه ثمره میوه زندگی رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) می‏باشند و به لحاظ ویژگی‏های ممتاز آنان عنوان‏ها گوناگون درباره آنان به کار رفته است.
از دو فرزند زهرا (حسن و حسین) با عنوان گل‏های خوشبوی رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) یاد شده است و چون بنیاد فرزندان زهرا ملکوتی و از سرای بهشت است، زیرا آنان عصاره میوه‏های بهشتی‏اند که به این سرا راه یافته‏اند؛ بوی بهشت از آنان همواره متصاعد می‏باشد. در این باره حدیث فراوان نقل شده است که: هما ریحانتای من الدنیا یعنی الحسن و الحسین(۵۵)و نیز در روایت آمده رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) هر گاه مشتاق بوی بهشت می‏شد این دو ریحانه را می‏بویید. که اینان گلهای باغ مصطفی در دنیا و آخرت می‏باشند. گل‏های خوشبویی که دنیا و بهشت رضوان با بوی آنان عطرآگین است.

حسین (علیه‏السلام) وارث رسول‏الله صلی الله علیه و آله

هر دین الهی که همانند آب زلال و شفاف و بدون هیچ گونه آلودگی به بشر ارزانی می‏شود. بعد از این که دین در دسترس بشر قرار گرفت در خطر آلوده شدن به انواع انحراف‏ها دارد. بر همین اساس نخله‏ها یعنی مرام‏های ساخته اوهام بشری، همواره در کنار مله‏ها یعنی دین‏های آسمانی قرار دارد. عنوان ملل و نحل خاستگاهش همین است که ملل دین‏های آسمانی، نحل مرام‏ها و ساخته‏های اوهام بشری.
بر این اساس نحله‏ها همواره دین‏ها را تهدید می‏نمایند و اگر دینی به خواهد جاودانه بماند باید از خطر تحریف مصون و از شر نحله‏ها در امان باشد.
اساس ادیان دیگر آسمانی را متأسفانه نحله‏ها واژگون معرفی نموده‏اند.
دین اسلام تنها دینی است که از خطر تحریف و نیز از شر نحله‏ها در امان مانده است. گرچه نحله‏های فراوان و رنگارنگ نیز در جامعه اسلامی پدیدار شده‏اند، لیکن توان آنها در آن حد نبوده است، که اساس دین را در معرض خطر قرار دهند. بلکه دین اصیل و زلال و شفاف همواره در دسترس همگان قرار دارد که حق زلال و شفاف از باطل تیره و تاریک تفکیک شده است، قد تبین الرشد من الغی.(۵۶)
نقش اصلی در مصونیت دین رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) از خطر تحریف عترت است. عترت رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) در تداوم دین زلال رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) نقش اول را ایفا نموده است. که اگر عترت نبود نحله‏ها چه بسا دین رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) نیز همانند سایر دین‏ها دست خوش تحریف می‏ساختند.
در میان عترت افزون بر امیرالمؤمنین (علیه‏السلام) حسن و حسین نقش محوری و برجسته ایفا نموده‏اند و همان گونه که در نوشتار امام مجتبی توضیح داده شده صلح حسن مجتبی با نهضت امام حسین (علیه‏السلام) همانند دو لبه یک قیچی هستند که ریشه‏های درخت خبیثه حزب عثمانیه و بنی‏امیه را خشکاندند. در این میان نقش حسین از همگان برجسته‏تر است. اگر همان گونه که در بخش زمینه‏ها همین نوشتار آمده است سیاست‏های حزب عثانیه و جریان‏های اجتماعی که بنی‏امیه به حرکت آورده بودند چالشگری بر علیه دین بود. اگر نبود نهضت حسینی که پرده نفاق از چهره آنان افکند و چهره پنهان آنان را آشکار سازد و آنان را رسوای همه جهان اسلام نماید، خطر تحریف اساس دین را تهدید می‏نمود.
بر این اساس نقش حسین در تداوم دین رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) نقش محوری است. نهضت حسین دین رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) جاویدان و پایدار ساخت. از این رو می‏توان به مضمون فرمایش رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) بهتر آشنا شد که فرمود:حسین منی و انا من حسین(۵۷).حسین از من و من از حسینم این فرمایش که کتاب‏های روایی شیعه و سنی را مزین ساخته است نقش محوری نهضت حسینی را شفاف می‏سازد که حسین از رسول‏الله است.
روشن است که حسین فرزند رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) است. اما این که رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) و پایداری دین حضرت از برکت نهضت حسینی است که حسین باعث پایداری دین خدا شد. حسین باعث تداوم یافتن دین زلال محمدی شد.

کشتی بر امواج

جامعه همانند اقیانوس است که انسان‏ها بر آن شناورند. اقیانوس حرکت طوفان‏ها در اقیانوس باعث خیزش امواج مهیب است که شناگران را تهدید می‏سازد. در جامعه نیز فرهنگ‏ها و اندیشه‏های متضاد باعث خیزش طوفان‏ها و امواج سهمگین می‏شود.
برای رسیدن به ساحل اقیانوس، چه بسا فن شنا شخص را کفایت نکند، نیاز به کشتی و آب نورد مطمئن است که در درون آن قرار گرفته با اطمینان و آرامش به ساحل برسد.
در جامعه نیز یک اندیشه که اندیشه زلال وحیانی است اندیشه آرامش و مطمئن است. اندیشه‏های چالشگر حق که اگر کاربرد اندیشه درباره آنان گزاف نباشد که هست. همانند امواج سهمگین طوفان‏زا هستند که انسان‏ها را تهدید می‏نمایند. انسان در خطر سرگردانی در اقیانوس و در خطر گرداب‏ها نیاز به مشعل هدایت و وسیله‏ای همانند کشتی و آب نورد مطمئن دارد. گمراهی‏ها در زندگی انسان فرجام نیک وی را تهدید می‏نمایند. رهنمونی که انسان را از این سرگردانی‏ها راهیابی می‏کند و از این گرداب‏ها نجات می‏دهد اندیشه و رفتار عترت رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) است.
مثل اهل بیتی کمثل سفیه نوح من رکبها نجی و من تخلف عنها غرق.(۵۸)
رهنمون هدایت و کشتی نجات در امواج خروشان باطل، حسین است که: ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه.(۵۹)
آنان که حسین را امام برگزیدند خطر امواج آنان را تهدید نخواهد کرد زیرا که روش حسین پیام‏های نهضت حسین در سخت‏ترین و پیچیده‏ترین امواج راهگشای آنان خواهد بود.

زینت عرش، زینت بهشت

آن سرا نمود هستی‏ها و بودهای این سراست و هر موجودی به هر مقدار در این سرا موزون و زیبا باشد در آن سرا نیز تجلی همین زیبایی‏هاست. چون زیبایی انسان به ارزش‏های انسانی الهی وی است، که آن انسانی زیبا و وارسته است که از ایمان و عقیده و رفتار شایسته بهره‏ور باشد. که زیبا به ایمان است که خدای سبحان ایمان را محبوب و زینت انسان‏های مؤمن قرار داده است: و لکن الله حبب الیکم الایمان و زینه فی قلوبکم.(۶۰)
هر انسان به مقدار ایمانش در آن سرا زیبایی و نور دارد. هنگامی ایمان و باورها مراتب داشت زیبایی‏ها نیز مراحل خواهد داشت. و چون ایمان اهل بیت برترین ایمان است، زیبایی آنان نیز برترین و زیباترین زیبایی‏ها خواهد بود. به همین جهت عترت رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) به ویژه حسن و حسین از آن مقدار زیبایی بهره‏ورند، که خدای سبحان به آن افتخار می‏کند و عرش خدا و نیز بهشت خدا با زیبایی‏ها و جلوه‏های حسن و حسین آزین‏بندی می‏شود. ان الله عزوجل تزین بهما جنته، یزین الله بهما عرشه.(۶۱) خدای سبحان بهشت خود را و نیز عرش خود را با زیبایی حسن و حسین آزین‏بندی می‏نماید. عرش خدا که زیباترین است و بهشت خدا که جلوه جمال خداست، زیباتر به زینت حسن و حسین جلوه‏گر می‏شود.

خامس آل عبا

در مدت کوتاه زندگی پر بار رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) زمینه‏های فراوان در جهت معرفی فضایل اهل بیت فراهم آمد. رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) از هر فرصت مناسبی در جهت معرفی آل الله بهره می‏برد.
حضرت وارد حجره ام سلمه از همسران خود می‏شود و از وی می‏خواهد که کسا و عبای یمانی که در نزد وی بوده به نزد حضرت آورد، وی عبای یمانی را به نزد حضرت می‏آورند. حضرت از امیرالمؤمنین، فاطمه و حسن می‏خواهد در زیر عبای یمانی قرار گیرند. پنجمین نفری که اجازه می‏یابد زیر عبای یمانی قرار گیرد حسین می‏باشد.
آنگاه همسر رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) ام سلمه نیز از حضرت اجازه می‏خواهد تا وارد جمع شود، که حضرت ضمن دعا در حق وی، همسرش را از شرکت در جمع یاران منع می‏کند. زیرا این یک موقعیت ویژه است و غرض از آن بیان یک ویژگی بزرگ اهل بیت است که دیگران همراه آنان نمی‏باشند. بعد از این که همگی در زیر عبا قرار گرفتند حضرت می‏فرماید: هولاء اهل بیتی.اینان همان کسانی هستند که خدای سبحان وعده داده دامن آنان را از هر آلودگی پاک گرداند. که این تطهیر سند عصمت آنان می‏باشد.
و چون حسین (علیه‏السلام) پنجمین فردی بوده است که در زیر عبا قرار می‏گیرد، حضرت به عنوان خامس آل عبا لقب می‏گیرد: و هو خامس اهل الکساء(۶۲)

سید الشهدا

شهدا یعنی کسانی که در راه پایداری دین خدا کشته شده‏اند، به لحاظ شایستگی والایی که دارند از مقام عرشی و شامخ بهره‏مند هستند. شهدا از زمره افرادی هستند که در قیامت دیگران را نیز شفاعت می‏نمایند.
البته مراتب شهدا یکسان نیست. زیرا که شایستگی‏ها و نیز ارزش فداکاری آنان یکسان نیست. شایستگی افراد به لحاظ خلوص نیست و پاکی باطن با هم متفاوت می‏باشد، همان گونه که فداکاری‏ها و ایثار آنان نیز هیچ‏گاه هم تراز نخواهد بود. چه بسا ایثارگری که ارزش آن با هیچ چیز برابر ننماید، که در مورد ایثار علی‏بن‏ابی‏طالب (علیه‏السلام) در جنگ خندق رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) این گونه ارزش آن ضربت را تبیین نمود که، لضربه علی یوم الخندق خیر من عباده الثقلین.(۶۳)زیرا در آن شرایط حساس که خطر دشمن اساس اسلام را تهدید می‏نمود آن ضربت چنین خطر بزرگی را دفع نمود.
در مورد شهدا نیز برترین شهدا، شهدا اهل بیت هستند که ایثار و فداکاری آنان از همه برجسته‏تر و تأثیرگذار شهادت آنان از همه بیشتر است. که امیرالمؤمنین در شفاف ساختن برتری شهدا اهل می‏فرماید:
آنان که در راه خدا حتی از مهاجرین و انصار به شهادت می‏رسند هر کدام صاحب فضیلت هستند، لیکن هنگامی که از ما کسی شهید می‏شود (حمزه) سیدالشهدا لقب می‏گیرد. رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) به لحاظ ویژگی وی در نماز وی هفتاد الله‏اکبر می‏گوید: ان قوماً استشهدوا فی سبیل الله من المهاجرین و الانصار و لکل فضل حتی اذا استشهد شهیدنا قیل سید الشهداء و خصه رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) بسبعین تکبیره.(۶۴)این برتری شهید اهل بیت است.
در مورد فداکاری و شهادت حمزه عمو و برادر رضاعی رسول‏الله که از هیبت آن مشرکان قریش می‏لرزیدند، آن گونه ستایش شد. هنگامی که حمزه به طرز فجیع به شهادت رسید و بعد از شهادت به طرز فجیع مثله(۶۵) شد. به ایشان لقب سید الشهدا برگزیدند: عن رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) حمزه سید الشهداء(۶۶) سید الشهدا عند الله یوم القیمه حمزه بن عبد المطلب.(۶۷)شهدا اهل بیت یا سایر شهدا این تفاوت را دارند که آنان سید و سالار شهیدان می‏باشند.
و حتی در قطعه‏های بدن حمزه سید الشهدا خدای سبحان آن گونه ویژگی و حرمت قرار داد که اگر جذب بدن کسی بشوند آتش آن بدن را نسوزاند. که هنده جگرخوار مادر معاویه که کینه و عداوت رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) و یارانش در سینه وی موج می‏زد، از فرط کینه توزی دستور داد بدن حمزه را مثله کردند و دستور داد سینه وی را شکافتند و جگر وی را بیرون آوردند و هنگامی که خواست جگر حمزه را بخورد جگر تبدیل به ماده سفت و محکم شد که نتوانست آن را ببلعد! که روایت دارد اگر می‏خورد آتش بدن وی را نمی‏سوزاند، لو دخل بطنها لم تدخل النار.(۶۸)
و اینک این لقب برازنده سید و سالار شهیدان ابا عبدالله الحسین (علیه‏السلام) می‏باشد. که بعد از حمزه این عنوان به فرزند و جگر گوشه رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) اختصاص یافته است، که مقام شامخ و والای حسین و ارزش برتر فداکاری حسین را که دین رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) را پایدار ساخت می‏رساند. هیچ خونی ثارالله نام نگرفت بجز خون حسین، هیچ شهیدی سید الشهدا عنوان نگرفت به جز حسین.
روایات فراوانی این لقب را در مورد سالار شهیدان حسین (علیه‏السلام) به کار برده است.(۶۹) که امام صادق (علیه‏السلام) فرمود: بر حسین جفا روا مدارید وی را زیارت کنید که سید الشهدا و سید شباب اهل الجنه است. زوروا الحسین (علیه‏السلام) و لا تجفوه فانه سید شباب اهل الجنه.(۷۰)که شهدا از تبار اهل بیت برترین شهدا می‏باشند و از میان شهدا اهل بیت همانند حمزه و حسین بر سایرین نیز برتری دارند. اما انه سید الشهداء من الاولین و الاخرین.(۷۱)

ذوالقربی

بی تردید قرآن و عترت در معرفی ذوالقربی گام اساسی برداشته و اهتمام ویژه به آن نموده‏اند. انگیزه اصلی در معرفی ذوالقربی تثبیت و تداوم رهبری الهی می‏باشد.
به لحاظ اهمیت موضوع رهبری جامعه و به لحاظ این که رهبری جامعه امری است که دخالت وحی را خواهان است تا رهبران آگاه و پاک از میان انسان‏ها برگزیده شوند و جامعه بشری را از راه‏های پر پیچ و خم عبور داده به مقصد رهنمون باشند. گزینش این افراد از جانب خدای سبحان شکل می‏گیرد. زیرا به ویژگی این گونه افراد مانند آگاهی به غیب و عصمت، کس دیگری آگاهی ندارد.
خدای سبحان نیز انتخاب رهبری را به شیوه تحقق داده، یکی به صورت رسالت دیگری به شکل امامت. اگر روزی پیام کامل شده و جامعه از وجود پیامبر بی‏نیاز می‏شود، لیکن هیچ‏گاه از وجود رهبری الهی نمی‏تواند احساس بی‏نیاز نماید. تکمیل پیام جامعه را بی‏نیاز نمی‏سازد. زیرا رساندن پیام و اجرا و شکل‏گیری آن نیاز به تداوم رهبری با همان ویژگی‏های پیامبری دارد. به همین جهت رهبری بعد از پیامبر به شکل امامت تداوم می‏یابد. و تفاوت میان پیامبر و امام نیز در این جهت که امام دیگر نیازی نیست همانند پیامبر دستور وحیانی جدید دریافت نماید.
زیرا که این مرحله در حد نیاز بشر به توسط پیامبران به کمال رسیده است.
اما سایر ویژگی‏های پیامبر را همانند آگاهی از غیب و نیز تقوا و طهارت در حد عصمت و… امام نیز همگون پیامبر است. و همان نقش پیامبر را در میان انسان‏ها به دوش دارد. با توجه به این نکته مهم اینک حکمت این که تا این مقدار قرآن و رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) تلاش دارند که موقعیت ذوالقربی را تثبیت کنند شفاف می‏گردد. زیرا ذوالقربی که قرآن و رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) تلاش بر تثبیت آنان دارند همان جانشینان رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) و همان ادامه دهندگان رسالت حضرت بعد از رحلت وی می‏باشند. ذوالقربی یعنی صاحبان خویشاوندی با رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ). لیکن همان گونه که عترت مصادیق آن را روشن نموده است منظور هر شخصی که نسبت قرابت با رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) می‏باشند. یعنی علی و فاطمه و حسن و حسین و نه نفر از فرزندان حسین علیه‏السلام. هنگامی که قرآن در تثبیت موقعیت ذوالقربی آن مقدار اهتمام دارد، که پاداش رسالت عظیم رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) را مودت و روی‏کرد مردم به سوی ذوالقربی مطرح می‏سازد، قل لا اسئلکم علیه اجراً الا الموده فی القرببی.(۷۲)رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) نیز تلاش می‏نماید که منظور از ذوالقربی را بر مردم معرفی نماید. که این افراد چه کسانی هستند که مودت به آنها پاداش رسالت قرار گرفته است: قالوا یا رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) من هولاء الذین امرنا الله مودتهم قال علی و فاطمه ولدهما(۷۳)آنان که محبت به آنان پاداش رسالت قرار گرفته مردم دستور داده شده به آن مودت داشته باشند علی فاطمه و فرزندان این دو است.
این ویژگی مخصوص اهل بیت و آل رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) است دیگران در آن همراه نیستند: خصوصیه للآل دون غیرهم.(۷۴)
و عترت رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) نیز در همین راستا بر این امر اهتمام می‏ورزد که امام صادق (علیه‏السلام) می‏فرماید آیه اختصاص به ما اهل بیت دارد دیگران در مقام و شأن ذوالقربی همراه نیستند: انما نزلت فینا خاصه اهل البیت فی علی و فاطمه و الحسن و الحسین و اصحاب الکساء(۷۵)و حتی امام سجاد (علیه‏السلام) نیز در معرفی ذوالقربی به فرد شامی فرمود منظور از ذوالقربی ما هستیم.(۷۶)
به خاطر همین جهت که آیه در صدد استقرار نهاد رهبری بعد از رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) است و رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) نیز کمال اهتمام را در معرفی ذوالقربی نمود و شفاف و آشکار به همگان رساند که منظور از ذوالقربی چه کسانی هستند و منظور از مودت هم توجه و روی‏کرد مردم به رهبری آنان می‏باشد، این امر چالشگران حق را خوشایند نیامد و بلافاصله بعد از شفاف سازی افراد ذوالقربی منافقین کور دل زبان اتهام متوجه ساختند که بعد از خودش خاندان خویش را بر مردم مسلط می‏سازد؛ فقال المنافقون ما حمل رسول‏الله – صلی‏الله‏علیه‏وآله – علی ترک ما عرفنا علیه الا لیحثنا علی موده قرابته من بعده آن هو الا شی‏ء افتراه فی مجلسه فهذا بهتان عظیم.(۷۷)زیرا آنچه خطر برای منافقین می‏باشد رهبری اهل بیت است که این گونه آنان را به وحشت افکنده و درون کینه توز خویش را نتوانستند پنهان سازند و این گونه خود را رسوا ساختند.
از این نکته علت این که حزب عثمانیه و بنی‏امیه در تلاش بودند خود را به عنوان ذوالقربی جا بزنند روشن می‏شود. معاویه آن گونه تهاجم تبلیغی نمود که بنی‏امیه را نزدیک‏ترین خویشاوندان رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) معرفی نمود که مردم در شام خویشاوندانی نزدیک‏تر از بنی‏امیه در مورد رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) نمی‏شناختند.(۷۸)
حزب عثمانیه با تهاجم تبلیغی و فرهنگ‏سازی بر این پندار شوم بود که بنی‏امیه به عنوان خویشان و اهل بیت رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) معرفی نماید تا آنگاه تصدی امر رهبری جامعه به عنوان جانشینان رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) بر آنان آسان گردد! زهی خیال باطل!
از اینجا علت پافشاری عترت رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) در معرفی ذوالقربی که همان اهل بیت رسول‏الله همان دوازده امام معصوم و فاطمه زهرا علیهم السلام منظور است، روشن می‏شود که این مقدار تلاش در جهت مقابله با فرهنگ‏سازی‏های دشمن به خصوص حزب عثمانیه است که چهره پنهان آنان را آشکار می‏سازند. و آنان را رسواتر از هر رسوا می‏نمایند. که ذوالقربی علی و اولاد علی می‏باشند نه فرزندان بوسفیان. که اگر حزب عثمانیه فرصت حاصل می‏نمود فرزندان بوسفیان را به عنوان ذوالقربی در جامعه اسلامی مطرح می‏ساخت، که تدبیر و پایداری اهل بیت (علیهم‏السلام) این فرصت را از آنان گرفت.

امام حسین (علیه‏السلام) الگوی زندگی و لکم فی اسوه

اندیشه و رفتار تمام امامان در ابعاد گوناگون اسوه و الگوی دیگران می‏باشد. همگان باید تلاش کنند همانند امامان سبز و بالنده بیاندیشند و همانند آنان سترگ و مقاوم و پاک و بدون از هر آلایندگی زندگی نمایند.
لیکن در برهه‏های زندگی امامان شاخص‏های بس درخشنده به چشم می‏خورد که آن برجستگی‏های بیش از سایر ویژگی‏های آنان خودنمایی می‏نماید. و باید بیش از سایر محورها مورد توجه قرار گیرد.
در زندگی پربار حسین بن علی آزاد اندیشی و سترگی و ظلم ستیزی برجستگی است که دنیای بشر هیچ‏گاه نمی‏تواند از آن غفلت نماید. در سیره زندگی و رفتار اجتماعی امام همام دو پیام رسا به همه انسان‏های پدیدار است. یک پیام به آنان که حتی دین باور نیستند، لیکن کرامت انسانی خویش را ارج می‏نهند و سلطه‏پذیر نمی‏خواهند باشند. آزاد اندیش و رادمرد هستند. پیام حسین (علیه‏السلام) به اینان این گونه رسا و شفاف است که اگر دین باور نیستید. آزاد مرد باشید: ان لم یکن لکم دین و کنتم لا تخافون المعاد فکونوا الحراراً فی دنیاکم.(۷۹)و کمترین پیام حماسه حسینی به اینان هیهات منا الذلهاست. انسان کریم نمی‏پسندد گرد ذلت بر دامنش بنشیند.
و اما به انسان‏های دین باور پیامی بس عمیق و در عین حال شفاف و رسا بیان نموده و این حقیقت را به دین باوران آموخت که با جان خود باید از دین خود حراست نمایند.
همان اندیشه سبزی که در گفتار امیرالمؤمنین (علیه‏السلام) آشکار شده است اگر خطر آبرو و سلامت و جان شما را تهدید نمود مال خویش را سپر آن خطر قرار دهید. اما اگر خطر دین شما را تهدید نمود جان خود را سپر دین خود قرار دهید تا دینتان را حراست نمایید. اذا حضرت بلیه فاجعلوا اموالکم دون انفسکم و اذا نزلت نازله فاجعلوا انفسکم دون دینکم.(۸۰)این حقیقت را امامان در اندیشه و رفتار پایدار ساختند. زندگی خونین آنان بهترین گواه این مدعی است.
لیکن آنچه حسین (علیه‏السلام) را از سایرین در این راستا ممتاز می‏سازد، این است زندگی با پایان سرخ حسین (علیه‏السلام) با سایر امامان تفاوت دارد شرایطی که بر حسین فراهم شد بسیار توان فرساست. و ایثار و فداکاری به اوج رسیده است.
در ستیز با ستمگران طاغی حسین رفتاری اسوه به یادگار نهاد و خود نیز به همین رفتار اشاره دارد که هنگام رویارویی با سپاه حزب عثمانیه می‏فرماید: و لکم فی اسوه(۸۱).من الگوی شما هستم. گرچه تمام شؤون، اندیشه و رفتار امام اسوه و الگوی دیگران است؛ لیکن با توجه به فضای سخن که در هنگام رویارویی با دشمن و در فرصت حماسه آفرینی این سخن از امام عنوان شده است، نظر مبارک امام بیشتر به همان جنبه ظلم ستیزی و ایثار و فداکاری امام است. امام به همگان می‏آموزد چگونه آزاد مرد زندگی کنند و چگونه سترگ و مقاوم از دین خود حتی با جان خود حراست نمایند. حسین اینگونه اندیشه سبز و رفتار سترگ از خود یادگار می‏نهد، که این از فضایل برتر سالار شهیدان است

همچنین ببینید

احکام شرعی تغییر جنسیت

تغییر جنسیت دارای اقسام گوناگون است و دقیقاً باید محل نزاع و گفت و گو …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.