خانه / مذهبی / محرم / امام حسین (علیه‏السلام) و جریان‏های اجتماعی

امام حسین (علیه‏السلام) و جریان‏های اجتماعی

امام حسین (علیه‏السلام) پیش از امامت
در موضع‏گیری‏های اجتماعی امامان در زمان‏های گوناگون تفاوت آشکار مشاهده می‏شود. به لحاظ این که امامان از جهت روحیه و سجایای اخلاقی در این جهت یکسان می‏باشند، این تفاوت موضع‏گیری‏ها بازگشت به تفاوت جریان‏های اجتماعی دارد.
این پندار باطل است که خاستگاه این تفاوت‏ها بازگشت به روحیات امامان داشته باشد. مثلاً امام حسن (علیه‏السلام) فردی صلح طلب بوده است که با بنی‏امیه مصالحه نموده است! اما امام حسین (علیه‏السلام) فردی ستیزه جو بوده است که در برابر آنان قد برافراشته است! این باور صحیح از اوصاف و موضع‏گیری‏های امامان نمی‏تواند باشد. زیرا جنگ و صلح با بنی‏امیه بازگشت به تفاوت ظرفیت‏ها و شرایط هر زمان دارد. در حقیقت در رابطه با حزب عثمانیه جنگ و صلح دو تاکتیک و دو استراتژی به حساب می‏آیند هیچ کدام نمی‏تواند هدف قرار گیرد.

مسالمت هدف دین

از دیدگاه دینی می‏توان گفت که مسالمت هدف زندگی است. یعنی دین برای جامعه یک زندگی توأم با صلح و صفا و بدور از هر نوع خشونت و اعمال زور فراهم می‏سازد. دین جامعه را به دو قسم عمده تقسیم می‏نماید، دین باور که با وی باید کمال رأفت و مهربانی برخورد شود:
بالمؤمنین رؤف رحیم(۸۲) و اما اخ لک فی الدین.(۸۳)و بی دین، نسبت به کسی که دین باور نیست (یعنی دین اسلام را نپذیرفته است) زندگی بر اساس مشترکات حقوق انسانی است که: نظیر لک فی الخلق(۸۴)تنظیم می‏گردد.
رهنمون دین این است که اگر طرف چالشگر، به صلح نظر افکند و تمایل نشان داد و آغوش صلح گشود، از آن استقبال نما، و ان جنحوا للسلم فاجنح لها.(۸۵)
دین، دین رأفت و مهربانی و تجلی شفقت است. آن که دین را با پندار یا با رفتار خویش خشن معرفی می‏نماید از معارف دینی فرسخ‏ها فاصله دارد.
البته این باور پایه‏ای بدین معنا نیست که دین از مظاهر فساد و توطئه و خیانت در غفلت است. زیرا با خیانت و توطئه و عناد و کینه‏توزی که زمینه‏های فساد اجتماعی را فراهم می‏سازند برخورد صحیح، همان رویاروی و ریشه کن نمودن غده‏های فساد است.
بر این اساس زندگی مسالمت‏آمیز و توأم با انس و الفت و برادری و برابری و یکسان در حقوق انسانی، اساس و پایه زندگی اجتماعی دینی را شکل می‏دهد. در عین حال همین موضوع در مورد یک جریان اجتماعی مانند حزب عثمانیه ممکن است تفاوت داشته باشد که به توضیح آن می‏پردازیم.

مسالمت یا ستیز با حزب عثمانیه؟

در مورد جریانی همانند جریان اجتماعی جزب عثمانیه همان گونه که در بخش‏های بعدی خواهد آمد یک جریانی است که با اصل و اساس دین در ستیز است. آیا با این گونه جریان اجتماعی هم مسالمت هدف است؟
در پاسخ این سؤال می‏توان گفت جنگ یا مصالحه با جریانی همانند جریان حزب عثمانیه هیچ کدام هدف نمی‏تواند باشد. زیرا با این گونه جریان چالشگر علیه اساس دین باید مقابله شود تا فتنه و خطر آن را از جامعه زدوده گردد. مسالمت با اینان هدف نیست، زیرا اینان همواره در صدد فرصت‏سازی و رساندن آسیب بر اساس دین می‏باشند. باید با این گونه جریان‏ها مقابله شود، تا شر آن از دین و امت‏اسلامی کوتاه گردد.
آنگاه ظرفیت‏ها و شرایط زمان‏ها متفاوت خواهد بود. گاهی این هدف با مصالحه موقت با آنان تأمین خواهد شد و گاهی با ستیز با آنان.
در یک ظرفیت ممکن است بتوان با مصالحه توطئه همانند توطئه حزب عثمانیه را مهار نمود. یعنی همان موضع‏گیری که امام مجتبی (علیه‏السلام) در برابر آنان انجام داد. در یک شرایط دیگر میتوان با ستیز با آنان و رسوا نمودن و آشکار ساختن چهره نفاق آنان، شر آنها را کوتاه ساخت، یعنی همان کاری که حسین‏بن‏علی (علیه‏السلام) انجام داد.
بر این اساس گرچه مسالمت هدف و اساس زندگی اجتماعی دینی را شکل می‏دهد؛ اما نه با جریان خطرناکی همانند جریان حزب عثمانیه. با این نوع جریان‏ها در زمان‏های گوناگون به فراخور همان شرایط و ظرفیت‏ها باید موضع‏گیری شود.

تفاوت روش امامان (علیه‏السلام)

با این تحلیل این که گفته شود تفاوت روش‏های اجتماعی و موضع‏گیری‏های امامان به صفات خصوصیات خود آنان بازگشت دارد، سخنی بی‏پایه خواهد بود. زیرا خاستگاه این تفاوت‏ها به ظرفیت‏ها و شرایط متفاوت جریانهای اجتماعی هر زمان بازگشت دارد. به گونه‏ای امام حسین در زمان امام حسن همان موضع‏گیری امام حسن را دارد و امام حسن نیز اگر در شرایط امام حسین زندگی می‏نمود، همان موضع‏گیری امام حسین (علیه‏السلام) را پیش می‏گرفت.
به همین خاطر موضع امام حسین (علیه‏السلام) پیش از امامت خودش که در دوران امامت ده ساله امام حسن سپری شد، همان تأیید موضع‏گیری‏های برادرش بود. همان گونه که امام حسن (علیه‏السلام) با مصالحه موافقت نمود وی پیروی امام خویش برادر بزرگوارش امام حسن (علیه‏السلام) بود. وی نیز مصالحه را پذیرفت. ثم قال للحسین فبایع فقام و بایع.(۸۶)
این که برخی می‏نگارند امام حسین صلح را بر نمی‏تابید و بر امام حسن انتقاد می‏نمود که چرا با معاویه مصالحه نموده است(۸۷)، سخنی بی‏پایه و بی‏اساس و ناشی از شناخت صحیح نداشتن از ویژگی‏های امامان است. زیرا موضع‏گیری امام حسین در زمان امام حسن همان موضع‏گیری برادرش می‏باشد.
وقتی در زمان امامت خودش که مدت ده سال با معاویه سپری شد (از سال پنجاه تا شصت) موضع‏گیری همان تداوم موضع‏گیری برادرش بود. و خود می‏فرمود با این موقعیت شرایط نهضت علیه حزب عثمانیه فراهم نیست، منتظر ماند تا مرگ معاویه فرا رسید.(۸۸)

سردار سپاه

در مدت دوران پیش از امامت نیز این گونه نبود که حضرت از امور اجتماعی و جریان‏های سیاسی منزوی باشد. بلکه در طول دوران جوانی و نیز میان سالی که هم زمان با خلافت خلفا و نیز امامت علی بن ابی‏طالب (علیه‏السلام) و برادرش حسن مجتبی (علیه‏السلام) بود، همواره با پیروزی از امام خویش نقش محوری در مسایل اجتماعی و حتی نظامی ایفا می‏نمود.
در جریان‏های زمان خلفا حتی در جنگ‏ها که با مشاوره علی (علیه‏السلام) شکل می‏گرفت، امام حسین همانند برادرش امام حسن سردار و فرمانده سپاه بود.(۸۹)
در جریان انقلاب مردم مسلمان علیه عثمان نقش محوری در حراست از اسلام و جلوگیری از فتنه، علی و اولاد علی ایفا نمودند و حتی حسن و حسین نگهبانان خانه عثمانیه گماشته شدند و در این جریان مجروح شدند.(۹۰)
و در هنگام حکومت‏داری علی (علیه‏السلام) از سرداران سپاه علی در جنگ جمل و جنگ صفین حسن و حسین بودند که جان خویش را سپر حراست از دین قرار داده بودند. حتی در جنگ صفین تا آن مقدار به خطر نزدیک بودند که امام علی (علیه‏السلام) در حفظ و حراست آنان فریاد کشید که این جوان را دریابید تا دودمان رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) با شهادت آنان پایان نیابد. املکونی عنی هذا الغلام لا یهدنی فاننی انفس بهذین یعنی الحسن و الحسین لئلا ینقطع بهما نسل رسول‏الله (علیه‏السلام).(۹۱)هر دو سردار در جبهه می‏خروشیدند گرچه روی‏کرد سخن حضرت به امام حسن (علیه‏السلام) است.
این تحلیل کوتاه موضع‏گیری امام حسین (علیه‏السلام) در برابر جریان‏های اجتماعی به ویژه حزب عثمانیه می‏باشد. با توضیح این نکته می‏پردازیم به موضع‏گیری‏های امام در رابطه با حزب عثمانیه در دوران بعد از معاویه که بزرگترین چالشگری و انقلاب فراگیر را علیه این حزب پدیدار ساخت.
این محور که هدف اصلی این نوشتار را شکل می‏دهد در سه بخش؛ زمینه‏های نهضت، اهداف و مراحل نهضت، نتیجه‏ها و پیام‏های نهضت، تحقیق و تحلیل خواهد شد. بعون الله تبارک و تعالی.

زمینه‏ های نهضت

نهضت شکوهمند امام حسین (علیه‏السلام) بمانند نهضت‏های همگون خود در سه محور زمینه‏ها، انگیزه‏ها، و نتیجه‏ها گردش می‏نماید. زمینه‏ها که عمده آنها را روی‏کرد تشکل همسوی اهل بیت به سوی امام حسین (علیه‏السلام) و نیز اهرم‏های فشاری از جانب حزب عثمانیه پدیدار شده بود، شکل می‏دهد.
البته اهرم‏های فشاری بازگشت به پیش از پیدایش نهضت دارد. زیرا این زمینه‏ها ریشه در حاکمیت سیاسی بنی‏امیه دارد که به دوران خلفا و نیز زمان امیرالمؤمنین (علیه‏السلام) و امام مجتبی (علیه‏السلام) و دوران ده ساله امام حسین (علیه‏السلام) با معاویه بازگشت دارد. چون در این دوران حاکمیت بنی‏امیه توسعه و استقرار یافته است. به همین جهت برای بررسی زمینه‏های قیام حسین بن علی (علیه‏السلام) بازگشت به این دوران بایسته می‏نماید. با بررسی جریان‏های مهم اجتماعی این دوران زمینه‏های نهضت به خوبی شفاف خواهد شد.
البته منظور نگاه به جریان‏های مهم اجتماعی این دوران باشد. چه جریان همراه اهل بیت (علیه‏السلام) و چه جریان‏های چالشگر اهل بیت. به همین جهت هر دو نوع جریان اجتماعی بایسته بررسی است. زیرا زمینه‏های نهضت را هر دو نوع از جریان‏های اجتماعی شکل می‏دهند.
به دیگر سخن زمینه‏های نهضت امام را دو پایه فخیم تشکیل می‏دهد، یکی وجود ناهنجاری‏های فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و در نهایت دین‏زدایی حزب عثمانیه، دیگری روی‏کرد تشکل همسوی اهل بیت به جانب امام حسین و فراخوانی این تشکل از حضرت جهت تصدی رهبری جامعه. همان گونه که ناهنجاری‏های حزب حاکم نقش مهم در پدیدار شدن نهضت دارد، روی‏کرد اجتماعی و هواداری تشکل همسوی نیز نقش محوری در نهضت دارد. زیرا بر فرض در جامعه ناهنجاری‏هایی بس شدید پدیدار شود، اگر زمینه یک نهضت فراگیر وجود نداشته باشد و جمعیت و جریان اجتماعی از یک جریان بزرگ اصلاح طلبی حمایت ننماید، امکان شکل‏گیری یک نهضت پایدار و فراگیر وجود نخواهد داشت.
آنچه شکل‏گیری نهضت را زمینه‏سازی و باروری آن را نوید می‏دهد روی‏کرد یک تشکیل اجتماعی بزرگ است. و وجود چنین تشکل نهضت حسینی را با تحلیل‏های اجتماعی و منطقی هم خوان می‏سازد. زیرا در همین فرض است که نهضت همانند نهضت حسینی شایستگی الگوگیری و پیام‏رسانی در هر زمان و شرایط همانند را فراهم می‏آورد. و الا اگر نهضت قابل تحلیل با فرایندها و معیارهای اجتماعی نباشد، آنگاه نمی‏تواند برای شرایط همانند از آن حرکت پیام گرفت.
بر این اساس زمینه‏های نهضت در دو مرحله شکل می‏گیرند. و هر دو مرحله نقش محوری در پدیداری نهضت حسینی دارند. مرحله نخست روی‏کرد تشکل همسوی اهل بیت به جانب آرمانهای حسین، مرحله دوم چالشگری‏های حزب عثمانیه و ناهنجاری‏هایی که حاکمیت حزب عثمانیه به دنبال داشت. تنها وجود مرحله دوم برای پدیدار شدن نهضت بسنده نمی‏باشد.
مرحله نخست نیز باید شفاف باشد تا افزون بر اطمینان از زمینه‏های اجتماعی نهضت فراگیری به مانند نهضت حسین بن علی (علیه‏السلام)، اندیشه‏ها و رفتار امام را شایسته الگوگیری در هر زمان نماید که خود حضرت به طور شفاف فرمودند رفتار من بر شما الگو می‏باشد، و لکم فی اسوه.

همچنین ببینید

نمونه هایى از فضایل و سیره فردى امام جواد (ع)

نمونه هایى از فضایل و سیره فردى امام محمد بن على الجواد(ع) ‏از ‏جانب مادرم …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.